ای که از عشق خدا جاری تری
میشود یک شب به خوابم بگذری؟
شب کنار چال آتش، پای رود
اشکهایم را به نازت می خری؟
طعم تلخ دوریت ،با یک حضور
کی ز جان تشنه ی من می بری؟
پرده ی ابهام اینکه با منی
در حضور دشمنانم می دری؟
پیش چشم دیگران بر دامنم
با تمنا دست برمی آوری؟
من طمع دارم زچشمت گوشه ای
گر چه با غیر من ،از من بهتری
قله ی قافی و من شهبال عشق
گرچه بالاتر ز سقف باوری
ای که از خون خدا رنگین تری
ای که با زلفت دل و جان می خری
از عتابت سوختم ، آخر بگو
کنج آغوشت ،مرا کی می بری
میترا کیانی
mitrakiani1351@
shaeranehmk@
ساز از پرده برون تا رخ زیبای تو نیست...ما را در سایت ساز از پرده برون تا رخ زیبای تو نیست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 133