صلح نمادین ،برگ زیتون را فنا داد
زبح کبوترها به کرکس دست و پا داد
با مرگ گل ،آغوش مادر .غرق خون شد
خاور محل تاخت افراطیون شد
با انزجاری افتخار یک تبر را
جنس جلب ،سرکنده می آرد خبر را
شال سفیدی زن ،زبام آویز می کرد
از اشک، چشمش را بخون لبریز میکرد
هر کفتری آزاده ،زیتون نامه آورد
یک تیر گرمای تنش را میکند سرد
#میتراکیانی
@mitrakiani1352
@shaeranehmk
#شعرعاشقانه #حافظ #وطن #لر #شعراجتماعی
ما را در سایت ساز از پرده برون تا رخ زیبای تو نیست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 100
ما را در سایت ساز از پرده برون تا رخ زیبای تو نیست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 90
ما را در سایت ساز از پرده برون تا رخ زیبای تو نیست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 101
ما را در سایت ساز از پرده برون تا رخ زیبای تو نیست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 134
ما را در سایت ساز از پرده برون تا رخ زیبای تو نیست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 116