شکستی قلبمو صد بار،که یادم باشه باز هستی
شکستن های تکراری ،دریغ از بودن دستی
گذشتی تا گذشتم از ،دلی که بی تو بیماره
کمر این بار با ترکت،برای مردنم بستی
همیشه لک زده قلبم ،برای بوسه چیدنها
توهم تو خلوتت گاهی،به فکر دیدنم هستی؟
چشام بارونیه ،اما،هوا آفتابه آفتابه
به هر خواهش نشون میده ،ته دنیا سر شستی
میون خواب و بیداری ،صدات پیچیده تو گوشم
شنیدم شادی از اینکه ،به عشقی دیگه پیوستی
تو دستای تو می دیدم ،جهانی خالی از احساس
ولی میلت اگه باشه ،به دل بردن چه تردستی
کشیدم از گلیمت پا ،ولی قلبم گرفتاره
من و یک شرح بی پایان،توهم در اوج سرمستی
میترا کیانی
سر در گریبانم ، ز درد تازه ای بیمار
هی می شمارم سنگها بر پای لنگم ، یار
با ناله هایم ،آتش دیوانگی خاموش خواهد شد؟
با اشکها، بابونه ها دمنوش خواهد شد؟
راه عبورم را کسی ،با زخم پایم بست
دست کسی در زندگی راه گلویم بست
میترا کیانی
@mitrakiani1352
@shaeranehmk
ما را در سایت ساز از پرده برون تا رخ زیبای تو نیست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 115